تبلیغات
اژدهای عاشق

اژدهای عاشق

وهنگامی كه او بیاید بر بلندای آسمان به پرواز در خواهد آمد ودوباره عاشق خواهد شد ومن مانند آسمان باران خواهم گریست

 

شاید احمقانه به نظر برسد اما داشتن یک عشق بی قید و شرط نسبت به همسرتان شاید مهمترین قدمی باشد که در زندگی زناشویی خود برمی دارید.
 


تعطیلات آخر هفته پیش با دوستان دوران دانشگاه به مهمانی رفته بودم. دو روز تمام کلی زن جمع شده بودند تا عشق و آغاز تازه ازدواج را جشن بگیرند. تعطیلات فوق العاده ای بود. خیلی از زوج ها در مراحل اولیه ازدواج ادعا می کنند که عشقشان به همسرشان کاملاً بی قید و شرط است. می دانم که خیلی از متخصصین به عشق بی قید و شرط بین دو زوج اعتقاد ندارند اما به عقیده من در یک ازدواج عالی باید عنصر عشق و محبت به یکدیگر وجود داشته باشد که بتواند جایگزین هر اشتباه و تقصیری شود. شاید فکر کنید من یک عاشق پیشه ناامید هستم اما باور دارم که عشق، حتی بین دو زوج باید و می تواند که بی قید و شرط باشد.
 


عشق بی قید و شرط یعنی محبت ما برای همدیگر براساس یکسری رفتارها و خصوصیات خاص نباشد. باید همسرتان را به خاطر خود او دوست داشته باشید نه به خاطر اینکه خوش هیکل است یا چون هر شب برایتان شام درست می کند. این همان عشقی است که نامزدها و زوج های تازه ازدواج کرده به آن باور دارند. عشق بی قید و شرط آن عشقی است که نه علیرغم تقصیرات بلکه به خاطر آن باشد. این عشق شماست که وجود آنها را توصیف می کند. همیشه تا قبل از اینکه زندگی واقعی خود را نشان دهد همه چیز عالی زیباست.
 


زوج ها در ابتدا آنقدر مسحور عشق می شوند که فراموش می کنند به منطق شراکت در یک زندگی و طریقه رفتار کردن با همدیگر توجه کنند. متاسفانه، با گذشت زمان عاقل تر و هوشیارتر می شویم و ناگهان می فهمیم که آنچه قبلاً برایمان دوست داشتنی بود الان آزاردهنده شده است. بلندپروازی های شوهرتان که یک روز به نظرتان جذاب بود دیگر نشاندهنده خودبینی و تکبر او می شود. یا توجه زنتان به جزئیات نشانه حس کنترل گری او می شود. این زمانی است که زوج ها می مانند که کجای کارشان اشتباه بوده است. چطور می شود که وقتی کسی که بی قید و شرط دوستمان دارد در آنچه که هستیم اشکال و ایراد پیدا می کند؟ احتمالاً مشکل از عشق است...درست است؟



تنظیم قوانین پایه

مسئله روشنی که اینجا می توانیم بگوییم این است که آن عشق تغییر کرده است یعنی همسرمان دیگر ما را بی قید و شرط دوست ندارد، اما معمولاً موضوع این نیست. واقعیت این است که اکثر زوج هایی که می بینم به این نقطه رسیده اند مثل قبل همدیگر را دوست دارند. مشکل این نیست که عشقشان تغییر کرده است، مشکلشان این است که هیچوقت برای روابطشان قانون نگذاشتند یا قوانینشان باید به روز شود. پس همانطور که می بینید، بااینکه عشق می تواند بی قید و شرط باشد اما روابط سالم به قانون نیاز دارند.
 


می دانم که این نیاز به درک متقابل دارد. اما واقعیت این است که روابط برای تحمل استرس و چالش های زندگی نیاز به حد و مرز دارند. من معمولاً این نیاز به حد و مرز در عشق را با بچه دار شدن مقایسه می کنم. پدر و مادر به طور کل فرزندانشان را بی قید و شرط دوست دارند اما برای بزرگ کردن آنها باید قوانینی وجود داشته باشد. به همین ترتیب است که به آنها یاد می دهیم با دیگران کنار بیایند و جهان را درک کنند. قانون و حد و مرزباعث می شود که بچه (با همسر) خیلی خوب درک کند که چطور رابطه مثبت با کسانی که دوستشان دارد برقرار کند و نیازهایش را بیان کند. شادترین و خوشبخت ترین بچه ها کسانی هستند که با والدینی زندگی می کنند که در ابراز عشق و نیازهایشان راحت هستند. روابط صمیمانه مثل ازدواج هم نیاز به همان راهبردها برای ایجاد یک رابطه عمیق و بادوام دارد.
 


حد و مرز درواقع همان قوانین تعهد است، یعنی یکسری راهبرد برای اینکه بفهمیم چطور باید ارتباط برقرار کنیم و اینکه از سایرین چه می خواهیم. این حد و مرزها به هر فرد این امکان را می دهد که فردیت خود را حفظ کند به جای اینکه همدیگر را کنترل کنند، به اتفاق هم رشد کنند. این حد و مرزها همچنین تعهد یک ازدواج را حفظ می کند و ارتباطی بادوام و سالم بین دو طرف ایجاد می کند. همین حد و مرز سالم است که باعث می شود بعضی زوج ها به هم وفادار بمانند درحالیکه سایرین با مشکلات بی وفایی و خیانت دست و پنجه نرم می کنند. این حد و مرز ها همچنین از مورد سوءاستفاده قرار گرفتن در رابطه هم فرد را حفظ می کند. بااینکه ممکن است بدون هیچ شرطی همسرتان را دوست داشته باشید به این معنا نیست که حق دارید در یک محیط ناامن یا از نظر احساسی زیان بخش با او زندگی کنید.

این حد مرزها باعث می شوند آزادانه و عمیق هم را دوست داشته باشیم و درک مشخصی از آنچه برایمان قابل قبول است ایجاد کنیم.
 


راهی به سوی عشقی بی قید و شرط

اما چطور می توانیم عشقمان را عمیق و بی قید و شرط نگه داریم درحالیکه قوانینی مشخص و سالم برای رابطه مان ایجاد کرده ایم؟ گفتگوی آزاد و تفکر شخصی صادقانه رمز کار است. ایجاد قانون برای رابطه نیازمند این است که هر دو طرف با هم و با خودشان راحت و صادق باشند. این لحظه های صداقت لازم نیست همیشه به صورت گفتگوهای مدنی باشد. گاهی اوقات این لحظات غیرمترقبه پیش می آیند و چیزهایی که یاد می گیرید همان چیزهایی نیست که می خواستید بشنوید. اگر می توانید ریسک کنید که صادق باشید و آسیب پذیر، خواهید توانست ازدواجتان را به سمتی مثبت هدایت کنید.
 


بهترین لحظه ای که من و شوهرم در زندگی مشترکمان تجربه کردیم و از طریق آن قانون برای رابطه مان مشخص کردیم زمانی بود که من به او گفتم آنقدرها که ادعا می کرد شخص مدرنی نیست. در لخظه ای که واقعاً از دستش خسته شده بودم به او گفتم که او به یک زن سنتی نیاز داشته که خانه بماند و برایش آشپزی کند و لباسهایش را بشوید، نه یک شریک هم سطح خود که همیشه ادعا می کرد. توقع داشتم که با این حرفهایم از خودش دفاع کند و بگوید که زندگی می خواهد که دو طرف در آن همه چیز را 50/50 سهیم باشند. اما درعوض با یک گفتگوی کاملاً صادقانه روبه رو شدم. با کمال تعجب فهمیدم که حرفم درست بوده و او ماه هاست که برای فهماندن آنچه که واقعاً از ازدواجمان انتظار دارد در کشمکش بوده است.
 


اینطور به نظر رسید که او توقع داشته من نقش سنتی تری را در خانه ایفا کنم، نه زنی مستقل در چارچوب زندگی مدرن امروز. این به آن معنا نبود که از کارم بیرون آمدم و خانه نشستم و به اتو کردن و غذا پختن مشغول شدم، نه.

 

چمدانم را هم نبستم که قهر کنم و خانه پدرم برگردم و دنبال کسی باشم که دنبال زنی با عقاید من باشد. در عوض نشستیم و برای نحوه اداره مسئولیت های خانواده با هم صحبت کردیم. الان هم به نظر می رسد که خیلی بیشتر از آنچه که فکر میکردم زنی سنتی هستم و خیلی وقت ها از خانه کنار فرزندانم نشستن لذت می برم و نیمه وقت هم در یک مدرسه تدریس می کنم. او هم فهمید که می تواند در خیلی کارهای خانه به من کمک کند بدون اینکه ناراحت شود. این درس ها را ما در کنار هم یاد گرفتیم و توانستیم که به همدیگر برای رسیدن به اهدافمان کمک کنیم. مهم نیست که رابطه تان چطور باشد، عشق بی قید و شرطتان می تواند تا آخر عمر ادامه داشته باشد. تنها کاری که باید بکنید این است که آنها را بخشی از قوانین درآورید.

 


نوشته شده در 1389/03/19 ساعت 16:30 توسط اژدهای عاشق 1 نظرات بارانی |

تحقیقات گذشته نشان داده است که افراد با ظاهر بسیار زیبا به سمت هم جذب می شوند و وقتی با هم رابطه برقرار می کنند، رابطه شان بسیار عالی خواهد شد. اما این تحقیقات عموماً مبنی بر زوج های جوان است و نشان می دهد که زیبایی مطلق در مراحل اولیه رابطه اهمیت دارد. اما نقش جذابیت ظاهری در ارتباطات رسمی تر و باقاعده تر مثل ازدواج تقریباً یک راز است.

 

یک تحقیق جدید نشان می دهد که ظاهر بعد از آن جذب شدن اولیه هم همچنان دارای اهمیت است اما به طریقی متفاوت.

 

زوج های ...

این تیم تحقیقاتی 82 زوج که طی شش ماه قبل ازدواج کرده بودند و حدود 3 سال قبل از ازدواج با هم رابطه داشتند را ارزیابی کرد. شرکت کننده های تحقیق بین 20 تا 25 سال سن داشتند.

 

محققان گفتگوی هر زوج درمورد یک مشکل شخصی را به مدت 10 دقیقه فیلمبرداری کردند. فیلم ها بعداً از این جهت ارزیابی شد که آیا زوج ها درمورد مشکلشان یکدیگر را حمایت می کردند و پشت هم را داشتند یا نه. این مشکلات مسائلی از قبیل تصمیم به داشتن تغذیه سالمتر، شروع یک کار جدید و ورزش بیشتر را شامل می شد.

 

یک شوهر منفی احتمالاً در چنین موقعیتی می گوید، "این مشکل توست و خودت باید حلش کنی". اما یک شوهر مثبت خواهد گفت، "من با توام، کاری از دستم برمیاد برات انجام بدم؟"

یک گروه از محققان جذابیت های ظاهری هر زوج را بین 1 تا 10 کدگذاری کردند که عدد 10 بهترین و کامل ترین ظاهر را نشان می داد. تقریباً در یک سوم زوج ها، زیبایی زن ها بیشتر بوده، در یک سوم جذابیت مرد بیشتر بوده و سایر زو ج ها ظاهری تقریباً هم ردیف داشتند.

 

به طور کل، در مواردی که زن ظاهر بهتری نسبت به مرد داشت، زن و مرد مثبت تر رفتار می کردند.

نتیجه این تحقیق بسیار منطقی به نظر می رسد. مردها حساسیت زیادی به زیبایی خانم ها دارند. زن ها بیشتر به قد و درآمد مردها اهمیت می دهند.

 

در زوج هایی که مرد ظاهر بهتری نسبت به زن داشت، هر دو طرف چندان حمایت کننده نبودند. یکی از محققان این تحقیق می گوید که زن ها معمولاً درجه حمایتی که از طرف مرد دریافت می کنند را به خود او منعکس می کنند. مردی که ظاهر پایینتری نسبت به زن خود دارد، چیزی بیشتر از آنچه که انتظارش را داشته در اختیار دارد به همین خاطر همه تلاشش را می کند تا آن رابطه را پابرجا نگه دارد.

 

مردهایی که ظاهر بهتری نسبت به همسران خود دارد، طبیعتاً به زن هایی زیباتر از همسر کنونیشان دسترسی دارند و ایده مرغ همسایه غازه ممکن است باعث کمتر کردن تعهد آنها نسبت به ازدواجشان شود.

 

محققان عقیده دارند که جذابیت ظاهری شوهرها برای خانم ها اهمیت چندانی ندارد، درعوض زن ها به دنبال مردهایی هستند که بتوانند به خوبی از آنها حمایت کنند.

پس به نظر می رسد که آن ازدواج ناجور و نابرابر ازدواج عالی باشد.


نوشته شده در 1389/03/6 ساعت 15:48 توسط اژدهای عاشق 1 نظرات بارانی |

تعریف انواع خواب ، مراحل خواب ، مشکلات خواب
 


خواب چیست ؟


خواب فرایندی طبیعی است که بطور منظم هر بیست و چهار ساعت اتفاق میافتد و در آن حالت انسان، ناهشیار و نسبت به اتفاقات اطراف خود نا آگاه است.

 


انواع خواب


الف:خواب با حركت سریع چشم ها

كه سرتاسرشب چند بار اتفاق می افتند و ما طی آنها خواب می بینیم.
دراین نوع خواب كه حدودا یك پنجم زمان خوابیدن را به خود اختصاص میدهد مغز بسیار فعال بوده و ماهیچه‌های بدن در حال استراحت هستند و چشم ها به سرعت به چپ و راست حركت میكنند.

 


ب:خواب بدون حركت سریع چشم ها

در این حالت مغز آرام بوده ولیكن بدن حركت میکند ، در این هنگام هورمونها آزاد شده و وارد سیستم گردش خون میشوند و بدن به ترمیم خستگی ها و فرسودگی های حاصل از فعالیتهای روزانه میپردازد.


این نوع خواب دارای چهار مرحله است:


یك- مرحله پیش از به خواب رفتن : در این مرحله عضلات آرام میگیرند، ضربان قلب كند شده و دمای بدن كاهش میابد.


دو- خواب سبك : در این مرحله هنوز میشود به سادگی و بدون احساس گیجی از خواب بیدار شد.


سه- موج آهسته : در این مرحله فشار خون كم میشود، ممكن است در خواب صحبت كنیم یا راه برویم.


چهار- خواب عمیق با موج آهسته : در این حالت از خواب بیدار کردن ما خیلی سخت است و در صورت وقوع احساس گیجی خواهیم کرد.
جابجایی بین مراحل یك و دو در خواب شبانه حدود پنج بار اتفاق می افتد و هر چه به صبح نزدیكتر شویم میزان خواب دیدن ما افزایش می یابد.

 


در جریان یك خواب طبیعی تقریبا هر دوساعت یك بار به مدت یك یا دو دقیقه بیدار می شویم ولی معمولا آن را بیاد نمی آوریم ولی اگر در این حالت از قبل دلشوره داشته باشیم یا در اطراف ما سرو صدا باشد یا همسر ما خروپف كند، احتمالش بیشتر است که این دوره های بیداری را به یاد آوریم.



به چقدر خواب نیاز داریم؟



پاسخ این سوال عمدتا بستگی به سن ما دارد.


نوزادان روزانه حدود هفده ساعت میخوابند ؛ كودكان بزرگتر تنها به نه یا ده ساعت خواب شبانه نیاز دارند و اغلب افراد بالغ نیازمند هفت یا هشت ساعت خواب شبانه هستند ، افراد مسن تر هم به همین مقدار خواب نیاز دارند ، اما اغلب ممكن است فقط یك دوره خواب عمیق شبانه در طی سه تا چهار ساعت اول داشته و پس از آن ممكن است آسان تر از خواب بیدار شوند .


بعلاوه، تمایل به خواب دیدن با افزایش سن كاهش میابد، همچنین افراد همسن در شرایط یكسانی به سر نمیبرند و با هم تفاوت دارند.
اغلب افراد به هفت یا هشت ساعت خواب نیاز دارند اما افرادی هم هستند که با سه تا چهار ساعت خواب شبانه سرمیکنند.


خوابیدن شبانه بطور منظم و بیش از هفت یا هشت ساعت، مفید نخواهد بود.
دوره های كوتاه مدت بیداری بسیار بیشتر از آنچه واقعا هستند حس میشوند بنابراین به سادگی ممکن است احساس کنیم كمتر از میزان واقعی خواب بوده ایم.


نوشته شده در 1389/02/26 ساعت 21:22 توسط اژدهای عاشق 1 نظرات بارانی |

سلام شرمنده كه دیر آپ میشیم
نوشته شده در 1389/02/10 ساعت 14:54 توسط اژدهای عاشق 1 نظرات بارانی |

سلام

 

 


همانطور که می دانید گفتن دوستت دارم برای شما و همچنین برای نامزدتان بسیار اهمیت دارد. اما شما نباید به گفتن دوستت دارم بسنده کنید. درحقیقت، ابراز علاقه غیر کلامی روش بهتری برای جذب کردن مردان است.
همانطور که می دانید گفتن دوستت دارم برای شما و همچنین برای نامزدتان بسیار اهمیت دارد. اما شما نباید به گفتن دوستت دارم بسنده کنید. درحقیقت، ابراز علاقه غیر کلامی روش بهتری برای جذب کردن مردان است.


مردها تمایل دارند که دوستت دارم را در کارهایشان ثابت کنند بنابراین برای ابراز احساساتشان کمتر از این جمله استفاده می کنند. ما در اینجا شما را با نحوه ابراز علاقه چند نفر آشنا می کنیم تا ببینید چگونه می توانید علاقه و عشقتان را بدون گفتن یک کلمه به طرف مقابلتان ابراز کنید.


رمانتیک باشید
گاهی اوقات من یک پیام عاشقانه برای همسرم روی میز صبحانه اش می نویسم. مخصوصا روز ولنتاین با برش های نان روی میز صبحانه علاقه ام را به او نشان میدهم. او با دیدن این پیام عاشقانه لبخندی بر لبانش می نشیند.

هرچندوقت یکبار روی یک کارت برایش می نویسم که چقدر دوستش دارم و از او تشکر می کنم که قبل از اینکه بخوابد آن را بخواند.

همسر من، گاهی اوقات به ماموریت کاری می رود و وقتی که برمی گردد، به او هدیه کوچکی می دهم. هدیه را روی میز آشپزخانه می گذارم و منتظر می مانم تا متوجه اش شود. هدیه ای که برایش تهیه می کنم می تواند عطر مورد علاقه اش، گل طبیعی، یا حتی یک تکه وسیله زینتی که خودم درستش کردم باشد.

من گاهی اوقات نوشته های عاشقانه، را در کشوی لباسهای همسرم می گذارم. او هرگز نمی تواند پیش بینی کند که دفعه بعد چه چیزی خواهد دید. او بعد از دیدن نوشته های من آن را بر می دارد و می داند که کار من است.

من روی آینه برای همسرم می نویسم دوستت دارم تا هروقت سراغ آینه رفت آن را ببیند.


زندگی را راحت بگیرید
شوهر من هر شب خمیردندان را روی مسواکم می ریزد و روی سینک می گذارد. او بهترین شوهر دنیا است.

من لیست کانال های تلویزیون را به ترتیب علائق شوهرم تنظیم می کنم. مثلا اول کانالی که بیشتر فیلم پخش می کند و سپس کانال ورزشی. چون می دانم که او به این دو شبکه علاقه دارد البته این موضوع را به او نمی گویم. زمانی که کنترل تلویزیون را دستش گرفت کاملا سورپریز می شود.

قبل از اینکه شوهرم سرکار برود، میز صبحانه را آماده می کند. برای یک مرد، این واقعا قدم بزرگی است.

شوهر من هر روز صبح زود بیدار می شود. با وجود اینکه کارش ساعت 9 شروع می شود و می توانید دیرتر از من بیدار شود اما اینگونه نیست. وقتی که من آماده شدم، همسرم سه فرزندمان را به سمت ماشینش می برد تا آنها را برساند. برای من این کار بهترین روش است که نشان می دهد او همه ما را عاشقانه دوست دارد.


قدردانی تان را نشان دهید
وقتی که من و همسرم با دوستانمان بیرون می رویم من واقعا به خودمان افتخار می کنم حتی اگر او درمورد چیزهای کوچکی از من صحبت کند.

هر روز صبح قبل از اینکه من از خواب بیدار شوم، همسرم دو عدد حوله تمیز برایم آماده می کند تا وقتی که حمام رفتم حوله ام آماده باشد. یک حوله بزرگ برای بدنم و یک حوله کوچکتر برای موهایم.

با در آغوش گرفتن همسرتان از او تشکر و قدردانی کنید
اولین اعتراضی که بیشتر از بقیه از مردان می شنویم این است که آنها می گویند ما برای کاری که انجام می دهیم قدردانی نمی شویم. دفعه بعد که شوهرتان برای بردن زباله ها به بیرون از خانه رفت برای 30 ثانیه هم که شده او را در آغوش بگیرید و از او قدردانی کنید. مردان فوق العاده تحت تاثیر این روش قرار میگیرند.

زمستان ها موقع صبح، من ماشین شوهرم را استارت می زنم تا زمانی که می خواهد سرکار برود ماشینش گرم شده باشد.


نشانه های عشق و صمیمیت را از خودتان به جا بگذارید
صفحه موبایل همسرتان را عوض کنید تا هروقت به گوشی اش نگاه کرد جمله دوستت دارم را بخواند.

من و همسرم ایمیل های کوتاهی برای همدیگر می فرستیم تا به همدیگر نشان دهیم که در هر لحظه چه حسی نسبت به یکدیگر داریم. یکبار او برای من نوشت: آهنگ یک خواننده مرا یاد تو می اندازد. حالا هرموقع که من آن را گوش می کنم متوجه می شوم چقدرشوهرم مرا دوست دارد.

شوهر من ساعت 5:30 صبح بیدار می شود، اما شب قبل لباسهایش را از داخل کمد و کشویش بیرون می آورد تا صدای باز و بسته شدن آنها مرا بیدار و اذیت نکند. به نظر شما این عشق نیست؟!


یک پیام رمزدار بفرستید
روی دیوار هال تا دیوار اتاق خواب نوشته ای دنباله دار برای همسرتان بنویسید.

هر روز صبح که شوهرم سر کار می رود سه بار برایم بوق می زند. با این کار به من نشان می دهد که دوستت دارم.

 

 


نوشته شده در 1389/01/23 ساعت 15:40 توسط اژدهای عاشق 1 نظرات بارانی |

 

همه چیز از فکرتان شروع می شود. این سیستم اعتقادی شما و طرز تفکرتان است که زندگی امروزتان را شکل می دهد. اگر زندگی متوسط الحالی را می گذرانید به خاطر تصمیمات بدی است که اتخاذ کرده اید. و تصمیمی که گرفتید هم از طرز تفکر و باورهایتان سرچشمه می گیرد.

درنتیجه، اگر می خواهید به موفقیت دست پیدا کنید، باید اول از فکرتان شروع کنید. طرز تفکر افراد موفق را الگوی خود قرار دهید و مطمئن باشید که شما هم مثل آنها نتیجه عالی به دست خواهید آورد.

طرزفکر 1: همه انسانهای موفق مسئولیت پذیر هستند. مهم نیست چه اتفاقی بیفتد، افراد موفق مسئولیت آنرا به گردن می گیرند. هیچوقت اقتصاد یا کس دیگری را در کسادی کارشان مقصر نمی کنند. درعوض، با قبول اشتباه خود مسئولیت آن را پذیرفته و به فکر بهبود وضعیت می افتند. افراد موفق می دانند که اگر دیگران را مقصر بدانید یا مسئولیت را گردن این و آن بیندازید، قدرت کنترل موقعیت را از دست خواهید داد.

طرزفکر 2: همه انسانهای موفق به کار خود متعهدند. موفقیت اتوماتیک وار به دست نمی آید؛ از آسمان به زمین نمی افتد. باید برای به دست آوردن چیزهایی که در زندگی می خواهید، 100% به کارتان تعهد داشته باشید. خیلی ها فقط رویای موفق شدن را در سر می پرورانند، امیدوارند که موفق شوند، آروزیشان موفقیت است اما هیچوقت به کارشان متعهد نمی شوند. لحظه ای که تصمیم می گیرید و 100% به کاری متعهد می شوید، دیگر هر کاری که لازم باشد برای رسیدن به آن انجام می دهید.

طرزفکر 3: همه انسانهای موفق جرات تصمیم گیری برای موفقیت در زندگی را دارند. می دانید، موفق شدن جرات و جسارت می خواهد. اگر فرصتی پیش رویتان است، برای استفاده از آن نیاز به جرات و شهامت دارید. این مسئله مخصوصاً در موفقیت های مالی بسیار مهم است. قبل از اینکه کار و بیزنسی را شروع کنید، باید جرات بله گفتن به آن و شروع آنرا داشته باشید.

با دنبال کردن این سه طرزفکر افراد موفق، امیدواریم که بتوانید به هرچه در زندگی می خواهید برسید.

موفقیت تصادفی نیست

موفقیت هیچوقت تصادفی اتفاق نمی افتد. البته ممکن است که در طول مسیر کمی شانس با شما همراه شود و در یک موقعیت خوب قرارتان دهد اما بادوام نیست. موفقیت از آن کسانی می شود که روی شانسشان سرمایه گذاری می کنند و احتمال شکست خود را پایین می آورند.

اگر به بعضی از موفق ترین افراد دنیا نگاه کنید می فهمید که اکثر آنها از هیچ به آنجا رسیده اند. خیلی از آنها بچه یتیم هایی بوده اند که حتی نمی توانستند سالی یک حمام درست و حسابی بگیرند. اما چطور ممکن است کسی که چنین شانس بدی در زندگی خود داشته است، به چنان موفقیتی دست پیدا کند؟

ساده است، چون موفقیت هیچوقت تصادفی اتفاق نمی افتد. خیلی از این افراد با تلاش بی وقفه به موفقیت دست پیدا کرده اند چون انتخاب دیگری نداشته اند. این سخت کوشی برایشان به شکل عادت در آمده و هیچوقت حتی وقتی زندگی مرفهی برای خود تهیه کردند هم دست از تلاش برنداشته اند. کار سخت، هوشمندانه و داشتن دوستان زیاد آنها را به این پله رسانیده است.

اینها عناصر موفقیتند که در اختیار همه است، حتی اگر خیلی افراد نخواهند که این اصول را بپذیرند. از این گذشته همه ما در انتخابمان آزادیم. می توانیم تصمیم بگیریم که موفق شویم یا شکسته بخوریم، انتخاب با ماست.

موفقیت تصادفی نیست. هیچکس نیست که بدون تلاش و ذکاوت توانسته باشد به موفقیت دست پیدا کند. این خودتان هستید که می توانید تصمیم بگیرید که در زندگیتان موفق باشید یا ناموفق. انتخاب با شماست.

 

 

 

 

 


نوشته شده در 1389/01/16 ساعت 17:19 توسط اژدهای عاشق 1 نظرات بارانی |

 

 

 

تحقیقات تازه حاکی از آن است که کودکانی که به عنوان اولین فرزند خانواده بزرگ می شوند ضریب هوشی بالاتری دارند.تیمی از محققان نروژی دریافت که بچه های اول خانواده و همچنین کودکانی که پس از مرگ خواهر یا برادر بزرگتر جای فرزند بزرگ خانواده را گرفته اند، نمره بهتری در تست هوش می آورند. پایگاه اینترنتی بی بی سی در این باره میگوید :
این مطالعه که نتایج آن در نشریهساینس” منتشر شده حاصل بررسی بیش از 250 هزار سرباز مذکر در ارتش نروژ است.

کارشناسان طی چند دهه گذشته در مورد تاثیر ترتیب تولد در خانواده بر هوش و موفقیت در زندگی اختلاف نظر داشته اند.

حامیان این نظریه استدلال می کنند که بیشترین توجه پدر و مادر نصیب بزرگترین فرزند می شود چرا که او ابتدا تنهاست.

اما سایرین ادعا می کنند که تغییراتی در رحم پیش از تولد روی می دهد که عامل این وضع است چرا که مادر در بارداری های بعدی میزان بیشتر و بیشتری پادتن که می تواند به مغز جنین صدمه بزند تولید می کند.

همزمان کارشناسانی هم هستند که ارتباط میان ترتیب در تولد و ضریب هوشی را انکار می کنند و به گفته آنها این تصور غلط ناشی از این است که به طور تاریخی زوج هایی که ضریب هوشی پایین تری دارند در مقایسه با زوج هایی که ضریب هوشی آنها بالاتر است فرزندان بیشتری به دنیا می آورده اند.

پروفسور پیتر کریستنسن، از موسسه ملی بهداشت حرفه ای در اسلو، و تور بیرکدال از سازمان بهداشت نیروهای مسلح نروژ گفتند هر چند تفاوت های هوشی میان فرزندان یک خانواده در گروه مورد مطالعه کم بوده، اما قابل توجه است.

آنها گفتند یافته های آنها حاکی از آن است که این پدیده ناشی از تفاوت های اجتماعی است نه بیولوژیکی.

برای مثال مردانی که سومین فرزند خانواده بوده اند اما خواهر یا برادر بزرگتر را در همان ابتدای کودکی از دست داده اند و در نتیجه به عنوان فرزند دوم بزرگ شدند در تست ضریب هوشی تقریبا به خوبی بچه هایی که واقعا فرزند دوم خانواده بودند عمل کردند.

پروفسور کریستنسن گفت: “ما دریافتیم که این موقعیت اجتماعی فرزند پسر است و نه موقعیت بیولوژیکی او که به حساب می آید.”

فرانک سالووی، از موسسه شخصیت شناسی و تحقیقات اجتماعی در دانشگاه کالیفرنیا که در مورد چگونگی تاثیر نحوه تربیت بر شخصیت و هوش مطالعه کرده است بهدیلی تلگراف” گفت که ضریب هوشی بالاتر در بچه های اول می تواند تا حدودی ناشی از این باشد که آنها به خواهر و برادر کوچکتر خود چیز یاد می دهند.

وی گفت: “به علاوه تمایل بچه های اول به پر کردن نقش سرپرست دوم، و به عهده گرفتن نقشی آگاهانه، منضبط و پخته ممکن است ضریب هوشی بالاتر بچه های اول را توضیح دهد.”

 


نوشته شده در 1389/01/15 ساعت 16:15 توسط اژدهای عاشق 1 نظرات بارانی |


نوشته شده در 1389/01/12 ساعت 16:04 توسط اژدهای عاشق 1 نظرات بارانی |

اگر وزن شما زیاد شده است و وقت آن رسیده که وزن خود را کم کنید راههای زیر می تواند شما را در این امر کمک نماید.



اگر زمان آن رسیده است که رژیمیبرای کاهش وزن بگیرید، پنج مورد زیر میتواند به شما در انجام این کار کمک کند.

فیبر: هر دو نوع فیبر قابل جذب و غیرقابل جذب به شما در کاهش وزن کمک میکنند.

*
فیبرهای غیر قابل جذب: فیبرهای غیر قابل جذب سبب افزایش حجم غذاها میگردند بدون اینکه افزایشی در کالری داشته باشند مانند:نان گندم، سبوس گندم و ....

*
فیبرهای قابل جذب به تثبیت قند خون و کنترل احساس گرسنگی کمک میکنند. اگر چه، این نمونه از فیبرها به آرامیهضم میشوند و مدت زمان بیشتری احساس سیری را در شما نگه میدارند. غذاهای حاوی فیبرهای قابل جذب شامل توت فرنگی، سیب، گلابی، نخود و لوبیا میباشند.

میوه های آبدار:
میوه ها و سبزیجاتی که آب فراوان دارند، کمک مینمایند که شما احساس گرسنگی نکنید. بنابراین شما در طول روز کمتر غذا میخورید. میوه هایی مانند هندوانه، گوجه فرنگی، خیار، قارچ، گریپ فروت، طالبی و کاهو.


گوشت کم چربی و پروتئین های سبک:
هضم غذاهای پروتئینی سریعتر از چربی و حتی بعضی از کربوهیدراتهاست. بهترین منبع برای پروتئین، سینه مرغ، میگو، بوقلمون، ماهی سالمون، سفیده تخم مرغ، گوشت قرمز کم چرب، لبنیات کم چرب، لوبیا، عدس، خرچنگ و ..... میباشد.



آدامسهای بدون شکر:

برخلاف آنچه مردم فکر میکنند، آدامسهای بدون شکر اشتهای شما را تحریک نمیکند. در حقیقت، این بهترین راه برای سیر نگه داشتن شماست و احساس گرسنگی را در شما از بین میبرد. بنابراین همیشه یک بسته آدامس بدون شکر در جیب خود نگه دارید.

غذاهای ادویه ای:
برخی از محققان گفتهاند، وقتی که غذا ادویه زیادی داشته باشد شما کمتر میل به خوردن آن پیدا میکنید. علاوه بر این شما آهستهتر غذا میخورید و آب بیشتری مینوشید. اگر شما نمیتوانید غذاهایی با فلفل زیاد را تحمل کنید، روی غذای خود، فلفل و سالسا بریزید.

 

 

 


نوشته شده در 1389/01/11 ساعت 17:37 توسط اژدهای عاشق 1 نظرات بارانی |

براساس تعدادی از پژوهشهای علمی انجام شده در مركز پژوهشهای ملی قاهره، خواندن نماز صبح در زمان مقرر خود، موجب فعال شدن كار سلولهای بدن و جلوگیری از ابتلاء به ورمهای سرطانی میشود.
دكتر سعید شلبی از اساتید این مركز گفت: پژوهشها موید این مطلب است كه خواندن نماز صبح در زمان خود، به جلوگیری از ابتلا به بیماریهای قلبی و همچنین تنظیم كار هرمونهای بدن و گردش خون كمك میكند.
وی افزود: بر اساس این پژوهش در زمان ادای نماز صبح، تمامی اعضای بدن در اوج فعالیتهایشان قرار دارند. به گونهای كه ترشح هرمونها به ویژه آدرنالین كه ترشح آن در ساعت 5 صبح شروع میشود، افزایش مییابد و به فعال شدن تمامی اعضای بدن و جلوگیری از ورمهای سرطانی كمك میكند.
همچنین هوای پاك صبحگاهی دارای مقادیر زیادی اكسیژن است كه موجب فعالیت قلب، كاهش انقباضات رگهای خونی، تنظیم كار هرمونها و بهبود فعالیت حافظه میشود


نوشته شده در 1389/01/8 ساعت 15:48 توسط اژدهای عاشق 1 نظرات بارانی |

برای مدّت پنج سال، آرایشگری به نام مریم، و کریم فروشنده لوازم خانگی، عاشق یکدیگر بودند. آنها مخفیانه در خانه ای که کریم با والدینش زندگی می کرد، همدیگر را می دیدند. در جامعه ی ما که متأسفانه دختر و پسر بدون اطلاع والدین خود و هیچ محرمیتی با یکدیگر در ارتباط هستند، آنها قانوناً زن و شوهر بودند، بله، ازدواج موقت.

 

 

ازدواج موقت و خواندن صیغه محرمیت، جزء قوانین سنّتی و دینی اسلام است که از سالهای پیش نیز در ایران رواج داشت. البته سنّی ها، این قانون را منع کرده اند، در حالی که در شیعه ها همچنان قابل اجراست. به نوعی که در تاریخ کهن، شیعیان نیز، این راه برای کسانی اعمال می شد که دوست داشتند با کسی سکس کنند ولی گناه نکنند.

 

 

مریم و کریم به دلایلی منطقی دست به این کار زدند، برای مثال، "ما هم در ارتباطیم و نمی خواهیم به دردسر بیفتیم"، مریم که 31 سال دارد می گوید:"شاید یکی از مهمترین دلایل ما این بود که اگر در خیابان برای ارتباط نامشروع دستگیر شویم، سندی مبنی بر محرم بودنمان داشته باشیم".

ازدواج آنها، بسیار ساده بود. آنها با دردست گرفتن عکس و مدارک خود به یکی از دفاتر ازدواج مراجعه و حتّی برای امضاء سند صیغه خود، مخفیانه و بدون اینکه به کسی بگویند، این کار را کردند. مریم در سنّ 15 سالگی بالاجبار زن یک مرد معتاد و زن باز شده بود که بالاخره با وجود تمام سختی ها، بعد از 9 سال طلاق گرفت. بنابراین برای ازدواج موقت، احتیاجی به اجازه ی پدر خود نداشت.

 

 

درازدواج موقت، زوجین از مدتّی کوتاه تا 99 سال می توانند محرم هم باشند، حتّی در این میان مقدار مهریه و ... را نیز تعیین می کنند، امّا آنها ترجیحاً، مدّت شش ماه را انتخاب کردند تا بعدها دوباره صیغه را تمدید کنند.

 

یکی از دلایلی که مریم تمایلی به صحبت با ما در مورد صیغه و فاش شدن آن نداشت، این است که درایران با وجود قانونی بودن این رویه، باز هم از قدیم تا کنون به صیغه به دید بدی نگاه می کنند، مخصوصاً اگر در مورد زنی که دختر نباشد و طلاق گرفته باشد، انجام گیرد، وی را عموماً به چشم یک فاحشه می بینند! در ایران طلاق یا دختر نبودن یک زن، گناه عرفیست! نه دینی! این درحالیست که با همین افکار غلط و واهی در اجتماع، خیلی ها ترجیح می دهند بدون انجام صیغه، مخفیانه با یکدیگر رابطه داشته باشند تا مورد اتّهام قرار نگیرند.

 

 

جالب است که امروزه حتّی برخی جمعیّت زنان و مسئولین مملکتی بارها و بارها در دستگاههای قانونی، موضوع رواج و جا افتادن فرهنگ ازدواج موقت را مطرح کرده اند، از آنجاییکه 65% مردم ایران را جوانان تشکیل می دهند، از طرفی بیشتر آنها با وجود هجوم بیکاری و توّرم شدید اقتصادی و بحران جهانی، توانایی ازدواج دائم را ندارند، خود به عنوان راهی قانونی برای ارضای جنسی و عدم شیوع عواقب آن تحت بررسی قرار گرفته است. 

 

 

شهلا شرکت، نویسنده ی ماهنامه زنان، می گوید: "اوّل اینکه با وجود ازدواج موقت، روابط مردها و زنان، راحت تر می شود، دوّم، آنها نیازهای جنسی خود را برآورده می کنند، سوّم، به سکس به عنوان گناه نگاه نمی کنند، چهارم، جوانان این همه انرژی بیهوده برای پرسه زدن در خیابان هدر نمی کنند و در آخر اینکه، سنّت نامعقول، باکره بودن تا حدی محود می شود".

از نظر برخی مسئولین، واقعاً ازدواج موقت نه تنها اشکالی ندارد، بلکه از روابط نامشروع نیز جلوگیری می کند، آنها معتقدند، این رابطه چیزی شبیه پارتنر بودن دختر و پسر در دیگر جوامع است، با این تفاوت که قانونی و شرعیست.

 

 

حتّی امروزه هواداران ازدواج موقت برآنند تا بتوانند راهی پیدا کنند تا بچّه ی نتیجه ی این نوع ازدواج، مثل ازدواج های معمولی، از ارث پدر، بهره مند شود.

البته به ندرت و تنها گاهی اوقات، صیغه ی محرمیت برای زن و مردی که مجبورند در یک خانه یا یک محلّ کار کنند (بدون انجام رابطه ی سکس)، خوانده می شود.

این درحالیست که کماکان، جامعه و عوّام هنوز دید منفی خود را نسبت به این مسئله حفظ کردند و به هیچ وجه از رواج این نوع ازدواج حمایتی نمی کنند.

طیّ مقاله ای بنام "امید جوان" در یک هفته نامه، هزاران نامه و تلفن های پشت سرهم در مورد اعتراض و یا نظردهی به این موضوع اعلام شد!

 

 

شرح آن به این صورت بود:"من جوانی 23 ساله هستم"، (نام خود را ذکر نکرد)، "اگر من با یک خانم جوان صیغه محرمیت سه ساله بخوانم و ازدواج موقت کنم، آیا کسی بعد از من حاضر به ازدواج به وی خواهد شد؟، آیا بعد از من، مردها به دیده بد و حقارت برای آشنایی با این خانم نگاه می کنند؟" یا تلفن دیگری به این شرح:"کسانی که از ازدواج موقت دفاع می کنند، نمی فهمند که با این کار هر مرد زن داری زنی را صیغه می کنند و فحشاء و بی بند و باری بنیاد خانوادگی را سست می کنند؟ چه کسی مسئول بچّه ی بدنیا آمده از این نوع ازدواج است؟ چه کسی حاضر است برای وی پدری کند؟"

 

 

نوسینده چنین گفت: "حقیقت این است که هر مرد و زن جوانی نیاز به سکس دارند. اگر در قالب و با رعایت احکام اسلامی این نیاز تأمین شود، جلوی فحشاء و فساد به نوعی گرفته می شود".

حتّی برخی آنها در مورد مشکل بچّه های حاصل از این ازدواج نظر دادند، بطور مثال، "می توان از روش های ضد بارداری استفاده کرد"

این بار اوّلی نیست که در ایران صحبت از ازدواج موقت می شود، در سال 1990 نیز این موضوع توسط مقامان مطرح و تا حدّی از آن طرفداری شد، چرا که با وجود بی بند و باری های موجود در کشورهای غربی، از آن به عنوان راهی برای جلوگیری و شیوع فحشاء در ایران مطرح شد.

یکی از مشکلاتی که مجلس با رواج این موضوع مطرح و با تصویب آن مخالفت کرد این بود که یک مرد می تواند چندین ازدواج موقت با چند نفر در یک زمان داشته باشد، در عین حال نیز مجاز است تا 4 زن دائم داشته باشد و هر وقت که بخواهند هر کدام را رها کنند! این درحالیست که زن ها از هیچ کدام از این اختیارات برخوردار نیستند و این کار برای آنها عرفا" و شرعا" ممنوع است.

 

 

مسئولین بر این عقیده اند که اگر این موضوع بخواهد اجرا شود باید طی زمان، تمام عواقب آن را بررسی و برای هر کدام پاسخی منطقی و معقول ارائه گردد، مثل، خود رابطه ی نزدیکی، راههای جلوگیری از بارداری و بیماری های مقاربتی، جلوگیری از لطمه های روحی و تفاهم در نوع روابط اعم از مذهبی، سنّتی و خانوادگی.

 

 

و حالا ادامه داستان مریم و کریم:

کریم در طی مدّت ازدواج موقت خود با مریم، تنها هر از چند گاهی خرید های کوچکی برای او می کرد و خرجی کمی به او می داد. امّا از هدیه ای که قول داده بود به مناسبت روز ازدواجشان به او بدهد، خبری نشد. روز اوّل به او گفته بود که او زیباترین زن برای اوست، ولی از آن روز به بعد دیگر این کلام را از دهان او نشنید! ، مریم گاهی اوقات خانه ی کریم را تمیز می کرد و برادرهای او را می دید و به دیدن مادر خودش می رفت که دوبار طلاق گرفته بود و بالاخره برای بار سوّم موفق به یک زندگی ثابت شده بود، این درحالیست که کماکان آنها ازدواج خود را حتّی از مادر مریم نیز مخفی کرده بودند. مریم می گفت: "درست است که مادرم از صیغه ی ما بی خبر بود، امّا فهمیده بود که یک مردی در زندگی من هست، و همیشه آرزو داشت که با او ازدواجی ثابت و دائم داشته باشم."

 

 

در حقیقت، مریم و کریم، در معنای واقعی رابطه ی زن و شوهری را نداشتند. مریم به درستی کار خود شک کرده بود و آنقدر ترسیده بود که حتّی حاضر به افشای نام های کوچک خود و همسرش نشد. ( این اسامی واقعی نیست )

در پنجمین سال رابطه، کریم دیگر کمتر به او زنگ می زد. مریم به یک فال گیر مراجعه کرد و او به مریم گفت که کریم ازدواج کرده است. مریم این موضوع را با وی مطرح کرد و متأسفانه کریم گفت که همه چیز تمام شده است و صیغه ی آنها باطل! او با یک دختر باکره ای که خانواده ی کریم برایش خواستگاری کردند، ازدواج کرد.

 

 

البته از اوّل، کریم به مریم گفته بود که به خاطر مطلقه بودن مریم، او هیچ وقت نمی تواند با او ازدواج دائم کند، ولی مریم با خود فکر کرد شاید با مهربانی و رفتارش، نظر وی را تغییر دهد.

مریم آنقدر به کریم وابسته بود که حاضر بود باز هم با وجود همسر دائمش، زن موقت او باقی بماند، امّا کریم قبول نکرد.

"شاید ازدواج موقت، خوب باشد ولی من دیگر حاضر به این کار نیستم و ترجیح می دهم هر چه سریعتر ازدواج دائم کنم"

 

 

امیدوارم آموزنده باشه

نظرم یادتون ره ها!!!


نوشته شده در 1388/12/25 ساعت 17:16 توسط اژدهای عاشق 1 نظرات بارانی |

بیق بیق من اومدم

خودتی!!!!!!!!!!!!!!!

تکتم کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


نوشته شده در 1388/12/24 ساعت 16:43 توسط اژدهای عاشق 1 نظرات بارانی |

میلیون گیرنده غیرمجاز ماهواره در کشور، فعال است. (جراید)

در همین راستا تماسی تلفنی با برخی از کارشناسان داشتیم و نظرات آن ها را در این مورد جویا شدیم:

آقای خوش خیال: جای هیچ گونه نگرانی وجود نداره، من مطمئنم همه ی این افراد تموم شبکه ها غیر از شبکه های جام جم که ماله خودمونه رو قفل کردن و فقط برای دیدن این دو سه شبکه ماهواره خریدن، قول می دم اگه جام جم ها رو هم بشه بدون ماهواره گرفت همه بشقاب های ماهواره شون رو از پشت بوم هاشون جمع کنن!

آقای اقتصاد: 6 میلیون؟! واقعا؟! به به! عجب خبر خوشی دادی! فکرش رو بکن، اگه هر کسی که ماهواره داره 500 هزار تومن جریمه بشه، میشه یه چیزی تو مایه های 3000 میلیارد تومن! وای! اصلا باورم نمی شه!!

آقای راه حل: اینکه مشکلی نیست، فقط کافیه روی همه ی شبکه ها پارازیت بفرستیم ... نه ... فکر بهتری به ذهنم رسید، همین امشب می رم بالای پشت بوم و با پلخمون* ماهواره ی هاتبرد و باقی ماهواره ها رو می زنم درب و داغون می کنم، اینطوری علاوه بر مردم کشور ما باقی مردم جهان هم دچار مشکلات فرهنگی نمی شن!

آقای خوش خواب:
6 میلیون؟! حتما اشتباه شده!! اصلا می دونی برای آوردن 6 میلیون ماهواره ی غیرمجاز به داخل کشور به چند تا کامیون نیاز هست؟! حتما بالای پشت بوم ها گربه بوده و شما اشتباه دیدی! آخه گربه های این دوره زمونه خیلی شبیه بشقاب ماهواره هستن!

آقای تاسف: من واقعا متاسفم! برای تمام این 6 میلیون خانواده که چیزی تو مایه های 20 میلیون نفر می شن متاسفم! با این همه شبکه های داخلی خوب که این همه برنامه های شاد و آموزنده دارن واقعا چه نیازی به ماهواره هست؟! ... چی خانم؟! چی؟! «ویکتوریا» شروع شد؟! ببخشید آقای گزارشگر، من الان یه کار خیلی مهم دارم، بعدا بهتون زنگ می زنم!


نوشته شده در 1388/12/14 ساعت 16:05 توسط اژدهای عاشق 1 نظرات بارانی |

پیشگویی بسیار جالب با اعداد!

به تست زیر جواب بدهید و خود قضاوت کنید، حد اکثر ده درصد خطا وجود دارد، بهتر است خود را فریب ندهید!!!

1- اول از هر چیز اعداد 1 تا 11 را بصورت ستونی یا ردیفی (زیر هم) بر روی كاغذ بنویسید.

2- سپس در جلوی ردیف (ستون) 1 و 2 هر عددی را كه مایلید بنویسید.

 3-  حال در جلوی ردیف 3 و ردیف 7 نام شخصی را از جنس مخالف  -بنویسید.

**** قرار نشد به پایین نگاه كنید! تقلب ممنوع !! ****

4- نام اشخاصی را كه می‌شناسید (چه دوست یا اعضای خانواده یا فامیل) در جلوی ردیفهای 4، 5 و 6 بنویسید.

5- در ردیفهای 8، 9، 10 و 11 نام چهار ترانه (آهنگ) را بنیوسید (در جلوی هر ردیف نام یك ترانه)

 

و حالا كلید رمز گشایی این بازی:
 

- 1 عددی را كه در ردیف 2 نوشته اید مشخص كننده تعداد اشخاصی - است كه شما باید در باره این بازی به آنها بگویید

- 2
شخصی كه نامش در ردیف 3 قید شده كسی است كه شما عاشقش هستید!!!

- 3
شخصی كه نامش در ردیف 7 قید شده كسی است كه شما دوستش دارید ولی با هم نمی‌سازید (یا به تعبیر دیگر عاقبت خوشی نخواهد داشت!!!! (

- 4 
شخص شماره 4 كسی است كه شما بیش از همه به او اهمیت میدهید!

- 5
شخص شماره 5 كسی است كه شما را بسیار خوب می‌شناسد.

- 6
شخصی كه نامش در ردیف 6 قید شده، ستاره بخت(ستاره خوش شانسی) شماست!

- 7
آهنگ قید شده در ردیف 8 با شخص شماره 3 تطبیق می‌كند (مرتبط است!!!(

- 8
آهنگ شماره 9 آهنگی برای شخص شماره 7 است!
- 9
آهنگ شماره 10 آهنگی است كه بیش از همه افكار شما را بازگو می‌كند!

- 10 
و بالاخره شماره 11 آهنگی است كه می‌گوید شما در باره زندگی چه احساسی دارید!!!!

واقعا شگفت آور است! نه؟! ولی بنظر می‌آید كه درست باشه

نوشته شده در 1388/12/9 ساعت 17:55 توسط اژدهای عاشق 1 نظرات بارانی |

آهای بی نظرا کو نظراتون؟؟؟؟


نوشته شده در 1388/12/8 ساعت 16:31 توسط اژدهای عاشق 1 نظرات بارانی |